
من از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه
جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد
*****************************
ميتوني از من متنفر باشي پشت سرم هر چي ميخواي بگي فحشم بدي.بد جنسي کني و ازارم بدي تا اخر عمر با من قهر باشي تحقيرم کني ميتوني هر جور دوست داري در مورد من قضاوت کني اما اينو بدون که حق نداري وقتي مردم يک قطره اشک بريزي
*****************************
گفتم:خرابت ميشوم..........گفتا:تو ابادي مگر؟ گفتم:ندادي دل به من..........گفتا:تو جان دادي مگر گفتم: زكويت ميروم.....گفتا:تو ازادي مگر؟ گفتم:فراموشم مكن......گفتا:تو در يادي مگر؟
*****************************
کاش ميشد که قلب وسعت مي گرفت شمع با پروانه الفت مي گرفت کاش ميشد در پس احساس ها خنده ها از اشک سبقت مي گرفت كاش مي شد اشك را تهديد كرد. فرصت لبخند را تمديد كرد. كاش مي شد در غروب لحظه ها. خاطرات عشق را تجديد كرد
*****************************
هر وقت تونستی برف را سیاه کنی هر وقت تونستی پای کلاغ را سفید کنی هر وقت تونستی توی آب یک نفس عمیق بکشی اون موقع منم میتونم فراموشت کنم
*****************************
کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوار مهرباني تک نبود کاش بر قابي که بر جان و دل است واژه تلخ خيانت حک نبود
*****************************
آنگاه كه بميرم . اي عزيز ترين برايم مرثيه هاي اندوه بار سر مده . گلهاي سرخ نپرور . سرو هاي پر سايه نگستر و بگذار مرقدم را تا علفهاي هرز بپوشاند و شادابي خويش از ژاله و رگبار بگيرد . و انگاه در ارامش و شفقتي ابدي كه ان را طلوع و غروبي نيست . شايد تو را به ياد بياورم . و شايد به فراموشي سپارم
*****************************
چشمهایم را باز خواهم کرد وهمه چیز را دوباره خواهم دید بهاری دیگر در راه است.زمین برای من است و اسمان هم. خداوند انها را به من داده انگونه خواهم بود که او می خواهد این تنها چیزی است که میتوانم به او بدهم؟
*****************************
سحرگاهان به باغ رفتم تا دامنی گل سرخ برایت به ارمغان آورم . آنقدر گل چیدم که دامنم تاب نیاورد و بندش بگسست. بند دامنم بگسست و گلهای سرخ همراه نسیم راه دریا را در پیش گرفتند. همه رفتند و همه رفتند و هیچکدام باز نگشتند. گویی لحظه ای آب و آتش به هم آمیختند .اکنون دیگر گلی ندارم که تقدیم کنم اما هنوز دامنم از عطر گلهای سرخ عطرآگین است . اگر می خواهی عطر دلپذیرگلها را ببویی امشب سر بر دامنم بگذار... درخلوتـم فرو مي روم ، در اعماق خشم و غرورم ، و خلوت خود سـاخته ام