تبليغاتX
عشقی با تو_....... - حرفهای یک عاشق دل شکسته
عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود
عشقم فدای تو
عشقم برای تو " احساسم برای تو " زندگیم برای تو من هیچی نمی خوام " با قلب و احساس من بازی کن این قلب سرگرمی تو " تو شاد باش من می سوزم تو بی خیال باش من می سازم / در راه عشق تو مثل اتش سوختم و اینک تنها خاکسترم جامانده است /خاکستری که تنها با یاد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد / در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم چه شکنجه هایی دیدم چه غم و غصه هایی چشیدم و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم غرورم رو شکستم / و از همه گناههایت گذشتم همه اینها فدای ان قلب بی وفای تو / از ان سو تو از عشق سرد شدی از این سو من در عشق تو می سوختم / از ان سو تو بی خیال این دل عاشق من بودی از این سو من لحظه به لحظه به یاد تو و دلتنگ تو بودم / این دل من برای توست هر چی می خواهی ان را بشکن " بشکن تا من همچنان بسوزم / سوختن در اتش عشق تو به من گرمای یک زندگی پر از امید را می دهد .... تو در ان سو در اسمان به ستاره هایی که چشمک می زنند نگاه کن " من در این سو با حسرت به تو نگاه می اندازم و در حسرت ان روزهایی میشینم که در کنار هم بودیم و هیچ کسی مثل ما همدیگر رو دوست نمی داشت / عزیزم تو با ارامش زندگی کن تا من با ارامش تو عاشقانه زندگی کنم / اگر با شکستن این دل من دیدن ان لحظه که در عشق تو می سوزم و با عشقت می سازم تو را ارام می کند حرفی نیست دلم را بشکن و با ان بازی کن ..
عشقم برای تو " احساسم برای تو " زندگیم برای تو من هیچی نمی خوام " با قلب و احساس من بازی کن این قلب سرگرمی تو " تو شاد باش من می سوزم تو بی خیال باش من می سازم / در راه عشق تو مثل اتش سوختم و اینک تنها خاکسترم جامانده است /خاکستری که تنها با یاد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد / در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم چه شکنجه هایی دیدم چه غم و غصه هایی چشیدم و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم غرورم رو شکستم / و از همه گناههایت گذشتم همه اینها فدای ان قلب بی وفای تو / از ان سو تو از عشق سرد شدی از این سو من در عشق تو می سوختم / از ان سو تو بی خیال این دل عاشق من بودی از این سو من لحظه به لحظه به یاد تو و دلتنگ تو بودم / این دل من برای توست هر چی می خواهی ان را بشکن " بشکن تا من همچنان بسوزم / سوختن در اتش عشق تو به من گرمای یک زندگی پر از امید را می دهد .... تو در ان سو در اسمان به ستاره هایی که چشمک می زنند نگاه کن " من در این سو با حسرت به تو نگاه می اندازم و در حسرت ان روزهایی میشینم که در کنار هم بودیم و هیچ کسی مثل ما همدیگر رو دوست نمی داشت / عزیزم تو با ارامش زندگی کن تا من با ارامش تو عاشقانه زندگی کنم / اگر با شکستن این دل من دیدن ان لحظه که در عشق تو می سوزم و با عشقت می سازم تو را ارام می کند حرفی نیست دلم را بشکن و با ان بازی کن ..
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 17:50  توسط x  |