|
ميگي گل رو دوست داري ولي ميچينيش... ميگي بارون رو دوست داري ولي با چتر ميري زيرش... ميگي پرنده رو دوست داري ولي تو قفس ميندازيش... چه جوري ميتونم نترسم وقتي ميگي دوستم داري؟؟؟
|
||
|
من ميگم بهم نگاه كن ** تو ميگي كه جون فدا كن من ميگم چشات قشنگه ** تو ميگي دنيا دو رنگه من ميگم چقدر تو ماهي ** تو ميگي اول راهي من ميگي بمون هميشه ** تو ميگي ببين نميشه من ميگم خيلي غريبم ** تو ميگي نده فريبم من ميگم خواب تو ديدم ** تو ميگي ديگه بريدم
|
||
|
دوست
دوست واقعی مثل ستاره ای تو آسمونه حتی اگه نبینیش خیالت راحته که همیشه سر جاشه |
||
|
!!!من تنها ادامه مطلب |
||
|
یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش ۲-۳ ماه بیشتر زنده نیست یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که هیچ وقت به هم نمیرسن یاد گرفتم در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست و یادگرفتم هرچه عاشق تری ٫ تنهاتری... |
||
|
عشق گاهي.... سوز هجران است..... در اندوه ني
|
||
|
پروانه گاهآ فراموش می کند که زمانی کرم بوده است |
||
|
نه در بیابانم
نه تشنه ، اما ...
سراب می بینم
گیج، سردرگم
نمی دانم...
به هر سو که می نگرم
تو را می بینم !
رحم کنید دیدگان من
بر دل تنگم رحم کنید .
اشک هایم فاصله ی بین چشمهایمان را فریاد می کند.
و تواصوا بالصبر ... با کدامین نفس
نه در بیابانم نه تشنه ، اما ... سراب می بینم گیج، سردرگم نمی دانم... به هر سو که می نگرم تو را می بینم ! رحم کنید دیدگان من بر دل تنگم رحم کنید . اشک هایم فاصله ی بین چشمهایمان را فریاد می کند. و تواصوا بالصبر ... با کدامین نفس |
||
|
در آستانهء نگاه بی احساس تو سرد ویخ زده در کنار کوچهء یخ زده ذهنم ایستادم بی حرکت ، ساکت با تفکر پوچ در انتظار دیدن احساس از میان دو چشم تو اما هیچ نمی بینم ساکت وبی حرکت خشک شدی حتی پلک هم نمی زنی باران بر تمام بدنت بوسه زد اما هیچ نگفتی من آشفته تر از همیشه خواستم کوچه را ترک کنم اما دوباره در راه بازگشت انبوه سهمگین گذشته را بر سر راه دیدم بزرگ وترسناک وشاید هم سیاه هیچگاه جرأت دور زدن ورفتن از راه دیگری را نداشتم تو مانند سایه درتمام کوچه پس کوچه های ذهنم نقش بستی اینجا هم هستی همین حالا تو را بر این برگ نوشتم و بارها می دانم تورا مرور خواهم کرد در مقابل خود راهی جز گذشته ندارم گذشته خراب شده وآینده همه در سوگ گذشته سوخت من ماندام ودست نوشته های پراکنده ام ، من ماندام وعروسکهایی از نقش تو که مانند مدلهای پلاستیکی مغازه ها طبیعی جلوه میکنند اما قلب ندارند. من ماندم وکوهی از گذشته که هر روز با سرعتی باور نکردنی مرور میشود و باز هم مرور میشود ودر تمام مدت از خود غلط املائی می گیرم و در آخر با انبوهی از اسمهای تو مواجه خواهم شد که هیچ کلمه ای برای رابط دادن به اسمهای تو ندارم .... |
||
![]() |
||
|
ومدم به تو ، به گمشدم ، به عشقم بگم که چقدر دوستت دارم اما گفتی برو بعداً بیا ! روز اول که اومدم نذاشتی حرفی بزنم ... روز دوم جواب سلامم رو ندادی و روز سوم حتی منو نگاه هم نکردی تازه فهمیدم همون روز اول منظورت از بعداً ، هیچوقت بود من گمشده ی تو که نبودم هیچ ، مزاحمت هم بودم امیدوارم روزی بفهمی که لیاقت تو رو هیچکس الا من نداشت و بیای بگی دوستم داری اما فکر نمی کنم فایده ای داشته باشه. میدونی چرا ؟ چون تو اگه دوستت دارم رو هم فریاد بزنی من زیر خاک چیزی نمی شنوم |
||
|
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند عشقها را همه با دور كمر ميسنجند خب، طبيعي است كه يك روزه به پايان برسند عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسند |
||
|
نمی دانم محبت را بـر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـی بـنویـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود بـر چه آبـی بنویسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام بـر چه قلـبی بنویسم که هـرگز سـنگ نشود
|
||
![]() من از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه ***************************** ***************************** ***************************** ***************************** ***************************** ***************************** ***************************** ***************************** |
||
![]() |
||
|
هم قافیه بودن مرد با درد بی دلیل نیست.
هم قافیه بودن زن با غم بی دلیل نیست. |
||
|
اشاره
هنگامیکه که با انگشت کسی را نشان می کنیم بیاد داشته باشیم که سه انگشت دیگر به سمت خودمان برگشته |
||
|
گفت مي خوام برات يه يادگاري بنويسم گفتم كجا گفت روي قلبت گفتم مگه مي توني گفت اره سخت نيست اسونه گفتم باشه بنويس تا هميشه يادگاري بمونه يه خنجر برداشت گفتم اين چيه گفت سيسسسس گفتم بنويس ديگه چرا معطلي خنجر و برداشت و با تيزي خنجر نوشت دوستت دارم اون رفته اما هنوز زخم خنجرش يادگاري روي قلبم مونده دوستت دارم
|
||
|
عشقم فدای تو
عشقم برای تو " احساسم برای تو " زندگیم برای تو من هیچی نمی خوام " با قلب و احساس من بازی کن این قلب سرگرمی تو " تو شاد باش من می سوزم تو بی خیال باش من می سازم / در راه عشق تو مثل اتش سوختم و اینک تنها خاکسترم جامانده است /خاکستری که تنها با یاد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد / در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم چه شکنجه هایی دیدم چه غم و غصه هایی چشیدم و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم غرورم رو شکستم / و از همه گناههایت گذشتم همه اینها فدای ان قلب بی وفای تو / از ان سو تو از عشق سرد شدی از این سو من در عشق تو می سوختم / از ان سو تو بی خیال این دل عاشق من بودی از این سو من لحظه به لحظه به یاد تو و دلتنگ تو بودم / این دل من برای توست هر چی می خواهی ان را بشکن " بشکن تا من همچنان بسوزم / سوختن در اتش عشق تو به من گرمای یک زندگی پر از امید را می دهد .... تو در ان سو در اسمان به ستاره هایی که چشمک می زنند نگاه کن " من در این سو با حسرت به تو نگاه می اندازم و در حسرت ان روزهایی میشینم که در کنار هم بودیم و هیچ کسی مثل ما همدیگر رو دوست نمی داشت / عزیزم تو با ارامش زندگی کن تا من با ارامش تو عاشقانه زندگی کنم / اگر با شکستن این دل من دیدن ان لحظه که در عشق تو می سوزم و با عشقت می سازم تو را ارام می کند حرفی نیست دلم را بشکن و با ان بازی کن .. عشقم برای تو " احساسم برای تو " زندگیم برای تو من هیچی نمی خوام " با قلب و احساس من بازی کن این قلب سرگرمی تو " تو شاد باش من می سوزم تو بی خیال باش من می سازم / در راه عشق تو مثل اتش سوختم و اینک تنها خاکسترم جامانده است /خاکستری که تنها با یاد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد / در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم چه شکنجه هایی دیدم چه غم و غصه هایی چشیدم و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم غرورم رو شکستم / و از همه گناههایت گذشتم همه اینها فدای ان قلب بی وفای تو / از ان سو تو از عشق سرد شدی از این سو من در عشق تو می سوختم / از ان سو تو بی خیال این دل عاشق من بودی از این سو من لحظه به لحظه به یاد تو و دلتنگ تو بودم / این دل من برای توست هر چی می خواهی ان را بشکن " بشکن تا من همچنان بسوزم / سوختن در اتش عشق تو به من گرمای یک زندگی پر از امید را می دهد .... تو در ان سو در اسمان به ستاره هایی که چشمک می زنند نگاه کن " من در این سو با حسرت به تو نگاه می اندازم و در حسرت ان روزهایی میشینم که در کنار هم بودیم و هیچ کسی مثل ما همدیگر رو دوست نمی داشت / عزیزم تو با ارامش زندگی کن تا من با ارامش تو عاشقانه زندگی کنم / اگر با شکستن این دل من دیدن ان لحظه که در عشق تو می سوزم و با عشقت می سازم تو را ارام می کند حرفی نیست دلم را بشکن و با ان بازی کن .. |
||
|
لحظه جدایی هنگامی که در چشمانت می نگرم غم های جهان را از یاد می برم و هنگامی که من را در اغوش عشق می گیری احساس می کنم به جز تو کسی رو دوست ندارم وقتی که گریه می کنم تو را در میان اشکهایم می بینم " ولی اشکهایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند
|
||
|
اخر جاده ها کی به پایان می رسد ؟ عشق من و تو کی به سامان می رسد ؟ دردهای قلب من کی به پایان می رسد ؟ انتظار هر شبم کی به پایان می رسد ؟ چشمهای من اینک حال گریه دارد شب را در خیالش تا سپیده می بارد " دستهای من تاب ان ندارد تا بگیرد خاطرات روزهای رفته بر باد سایه ام در میان خاک و باد می برد " جسم مرا در گردباد .
|
||
|
سکوت چشمانم مرز زمان را می شکند " نگاه دلم برای بودنت هر لحظه تمنا می کند و بودنت تمام امید زندگیم می شود " در تقدیر بودنم باران نمی بارید اما از لحظه بودنت اسمان بارانش را ارزانی کرده " دنیای دلم در این تنگنای بود " من در این حس پرواز جز لحظه های با تو بودن ارزویی در دل ندارم .
تو مثل راز بهاری و من رنگ زمستانم " چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم . هرشب خلق از فریاد من بیداره " اما چه سود انکه باید بشنود بیدار نیست . دردم را به که گویم ؟ خواستم با نسیم بگویم سرگرم چمن بود ..... خواستم بنشینم کنار دریا سر محبت را باز کنم با ساحل غرق گفتگو بود .... پیچک ناز می کرد بر سپیداری که بر تنه اش پیچیده بود و .... خواستم با تو بگویم اما در خلوت صدای غریبه ای را شنیدم .... درد خود را نگاه خواهم داشت شاید این سوخته خوشتر از ان افروختن باشد . هرشب خلق از فریاد من بیداره " اما چه سود انکه باید بشنود بیدار نیست . دردم را به که گویم ؟ خواستم با نسیم بگویم سرگرم چمن بود ..... خواستم بنشینم کنار دریا سر محبت را باز کنم با ساحل غرق گفتگو بود .... پیچک ناز می کرد بر سپیداری که بر تنه اش پیچیده بود و .... خواستم با تو بگویم اما در خلوت صدای غریبه ای را شنیدم .... درد خود را نگاه خواهم داشت شاید این سوخته خوشتر از ان افروختن باشد . دردم را به که گویم ؟ خواستم با نسیم بگویم سرگرم چمن بود ..... خواستم بنشینم کنار دریا سر محبت را باز کنم با ساحل غرق گفتگو بود .... پیچک ناز می کرد بر سپیداری که بر تنه اش پیچیده بود و .... خواستم با تو بگویم اما در خلوت صدای غریبه ای را شنیدم .... درد خود را نگاه خواهم داشت شاید این سوخته خوشتر از ان افروختن باشد . خواستم با تو بگویم اما در خلوت صدای غریبه ای را شنیدم .... درد خود را نگاه خواهم داشت شاید این سوخته خوشتر از ان افروختن باشد . خدا دوست داره منوتنهام نمی ذاره تو رو می بخشه به من سر راه میاره دا دوست داره منو با این دل تنگم تو رو می بخشه به من می دونه یه رنگم . تو رو می بخشه به من سر راه میاره دا دوست داره منو با این دل تنگم تو رو می بخشه به من می دونه یه رنگم . دا دوست داره منو با این دل تنگم تو رو می بخشه به من می دونه یه رنگم . تو رو می بخشه به من می دونه یه رنگم . |+| نوشته شده توسط x در يکشنبه پنجم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
يادت باشه دنيا گرده
اگر احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي |+| نوشته شده توسط x در يکشنبه پنجم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
آخرين نگاه تو
حكم اعدام من است و دستهايت حلقه اي براي گلوي رنج كشيده ام بي شك چوبه دار بر فراز آرزوهايم بنا مي شود و عشق همان سنگي است كه زير پايم را تهي مي كند لحظه اي كه بي تو سرآيد ما را مباد |+| نوشته شده توسط x در يکشنبه پنجم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
خوشبخت ترین پسر کسیه که اولین عشق یه دختر باشه. و خوشبخت ترین دختر کسیه که اخرین عشق یه پسر باشه می دونی دوست یعنی چی؟ یعنی: د: داشتن . و: اونی که . س :ستایش کردنش . ت: تمومی نداره هرگاه که خدا تو را به لبه پرتگاه برد به او اعتماد کن.زیرا یا تورا از پشت می گیرد یا به تو پرواز کردن را خواهد اموخت نه!نرو!صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايي تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هست زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز بهاری است که عاشق شده است زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر، صبور، مثل بلوط مقاوم، مثل رود روان، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم. اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم. ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد کورش کبیر گفته:اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید!!! مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي......اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها ازچشمات جاري ميشه سازندهترين كلمه گذشت است ... آن را تمرين كن. پرمعنيترين كلمه ما است ... آن را به كار ببر.عميقترين كلمه عشق است ... به آن ارج بنه. بي رحمترين كلمه تنفر است ... از بين ببرش. سركشترين كلمه حسد است ... با آن بازي نكن. خودخواهانهترين كلمه من است... از آن حذر كن. ناپايدارترين كلمه خشم است... آن را فرو ببر. بازدارنده ترين كلمه ترس است ... با آن مقابله كن. با نشاطترين كلمه کار است ... به آن بپرداز. پوچ ترين كلمه طمع است ... آن را بكش زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي منتظر باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد ودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري زندگي هنر نقاشي كردن است بدون استفاده از پاك كن سعي كن هميشه طوري زندگي كني كه وقتي به گذشته برميگردي نيازي به پاك كن نداشته باشي فردا و ديروز با هم دست به يکي کردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد فردا با وعده هايش مرا خواب کرد . وقتي چشم گشودم امروز گذشته بود با سيم ناز مژه هات يه عمر گيتار ميزنم /نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم چشمات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو/ دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو روزي که دلت به ديگري مايل شد / کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو. |+| نوشته شده توسط x در يکشنبه پنجم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
*اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی *اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی *اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی *اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره *اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته *اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته *اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی *اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره *اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده *اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده...
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني ************** ............................................................
حسرت دریغا زان که در این شهر عشق را هیچ خریداری نبود هزاران حسرت و افسوس ٬ برای این دل تنها هیچ یاری نبود آن که ما در فکر او بودیم روز و شب اهل ناز و عشوه بود ٬ عشق را با او هیچ کاری نبود قصه ها گفتیم برایش از دل عاشق ولیکن هر چه می گفتیم هیچ گوش بدهکاری نبود برایش از اشک دریایی ساختیم ولی افسوس قایق او در این دریای طوفانی نبود ساحل دریای اشک فرقی با دریایش نداشت چون که حتی رد پای او روی شن های لب دریا نبود چند روزی در روزگار خنده داشتیم بر روی لب ولیکن خنده هم یار وفاداری نبود حال تنها کار ما غم خوردن است جز غم و غصه دگر هیچ یار وفاداری نبود |+| نوشته شده توسط x در جمعه سوم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
دل کندم...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهائيست .............................................
.....................................................
|+| نوشته شده توسط x در جمعه سوم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
.................................................... هز چقدر که به تو نزدیک می شوم تو از من دور می شوی درست مثل دو قطب آهن ربا! عزیز دل نمی دانی چقدر بی تو خسته ام گرد تنهایی بر دیوار وجودم نشسته هر چه کردم که نبودنت را باور کنم ، نشد دل من برایت تنگ می شود اما من برای تو با دیگران فرقی ندارم بودن یا نبودنم برایت فرقی ندارد گاهی آنقدر نیازمند دیدنت می شوم که دیگر هیچ چیز را به جز تو نمی بینم اما باز هم برای تو فرقی ندارد حتی شاید دیدن من تو را آزار دهد و شاید ندیدنم خوشحالت کند می دانم ٬ تو به من تر حم داری دل تو برای من می سوزد و می دانم اگر ارتباطی بین من و تو وجود دارد به همین خاطر است کاشکی می شد از روی عشق با من یار شوی کاش می شد به من بگویی "دوستت دارم" دیگر کاشهای زندگی ام به آسمان رسیده اما دیگر بس است تو مرا دوست نداری و این است حقیقت زندگی من ...................................................... |+| نوشته شده توسط x در جمعه سوم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
مردي دختر سه ساله اي دا شت . روزي مرد به خانه امد و ديد كه دخترش گرانترين كاغذ زرورق كتابخانه اورا براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه كاغذ زرورق گرانبهايش را يه هدر داده است تنبيه كرد و دخترك آن شب را با گريه به بستر رفت وخوابيد . روز بعد .........................................................
گفتم: «بمان!» و نماندي |+| نوشته شده توسط x در جمعه سوم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
زیباترین مرد دنیا در سال ۲۰۰۶ ............................................. وای چه خبره
...................................................
.......................................................
.................................................................
......................................................... خطای چشم.................................... آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟
.................. اين فيل چند تا پا داره؟
....................................................... چند چهره در اين تصوير مي بينيد؟
....................... براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زير خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت
..................................... در تصوير زير يك جمجمه مي بينيد يا يك زوج جوان؟
|+| نوشته شده توسط x در جمعه سوم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
|
معشوق مرا از پا در آورد
نا ممکن است که احساس خود را نسبت به it is impossible to capture in با واژه ها بیان کنم. words the feelings I have for you اینها سرشارترین احساساتی هستند they are the strongest که تا کنون داشته ام feelings that I have ever had با این همه about anything هنگامی که می خواهم اینها را yet when l try to tell you them به تو بگویم و یا بنویسم، Or try to write واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند. them to you the words do not even begin to touch the depths of my feelings گر چه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم، And though I cannot explain the essence of these phenomenal feelings می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم. I can tell you what I feel like When I am with you آن گاه که با توام، When I am with you احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کنم. it is as if I were a bird
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آتش عشق
پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است .
گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام
اگه عاشقت بود ، دوسش داشته باش
اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده
اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن
اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري ،
اگه يه روزي خسته بشه و يه پله
بيادعقب ، تازه ميشه مثل تو... ![]()
وداع
يک نفر دلتنگ است يک نفر مي گريد يک نفر سخت دلش بارانيست ... يک نفر در گلوي خويش بغض خيسي دارد بغض کالي دارد يک نفر طرح وداع مي کشد روي گل سرخ خيال ...
تقدیم به عزیزترینم
فقط به خاطر تو![]() |+| نوشته شده توسط x در جمعه سوم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |
||
کاش دوستش نداشتم کاش بهم نمیگفت دوستم داره... کاش اون جریان لعنتی پیش نمیومد...کاش دلمو نمیشکست کاش نمیبخشیدمش... کاش دوباره دلمو نمیشکست... کاش دوباره نمیبخشیدمش... کاش این دل نبود کاش او نبود کاش من نبودم حالا به جایی رسیدم که میبینم اگه فراموشش نکنم نابود میشم این روزا بعضی ها وقتی یه مدت با یه کسی دوست بودن فکر میکنن اینقدر دوست بودن که وقت خیانت از راه رسیده عزیزی بهم گفت کسی که یه بار تونست دل کسی رو بشکنه بازم میتونه بشکنه ................حتی میتونه بدترم بشکنه............ جوری که دیگه نشه تیکه هاشو جمع کرد میگن شکستن دل یه نفر گناهش سنگین تره شکستن بال فرشته هاس نمی خوام دیگه گناهی پای اون نوشته بشه...اونم به خاطر شکستن دل من!!!
........................................ ای عشق من: ![]() در این جهان جز تو کسی را ندارم دل به دوستی و عشق تو خوش کرده ام و به دوستی که با نسیمی نلرزد و با طوفانی ویران نگرددو از جهانی پر از مشکلات نترسد. گویی دوستی و عشق ما یک غنچه نشکفته است که با یک غبار پژمرده می شود. و ما تجربه باغبان پیر را نداریم که این غنچه زیبا رابا شبنم سحری گاهی آبیاری کنیم و شادابش کنیم. و قدر ت بی پایان حاکم جهان را هم در خود سراغ نداریم تا با قهر و غضب این غنچه گریز پای را بر سر راه آورده . شاید از سخنانم خشنود نشوی ولی این بارتو را مخاطب قرار می دهم. از من نرنج می دانم سخنانم تلخند و گزنده می دانم که برایت همدمی آرمانی نبوده ام و نیستم . ولی سو گند به عشق که تو همه چیز منی رو یاهای من همه از توست و از نوری که از چشمان زیبایت و نگاه پر از عشقت سرچشمه گرفته است . بر من بخند ای فرشته رویائی من.
چگونه بگویم دوستت دارم تا باور کنی همیشه در قلب منی
اولی خداست و دومی تویی بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره
|+| نوشته شده توسط x در جمعه سوم آذر 1385 |
آرشیو نظرات |

خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد ده نكته مهم براي دختران و پسران يك دوست (دختر / پسر) مثل يك آدامس است...
وقتی به آسمون نگاه میکنی، دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اونی که کم نور تره قانع باش چون اونی که پر نور تره را، همه نگاه میکنن!!
کاش کوچیک بودیم............ وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم. کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد که می زنیم باز کسی حرفامونو نمی فهمه![]()
جويدن طولاني هر آدامسي بهجز بيمزه شدنش حاصلي ندارد.
هيچ وقت آدامس نيمخوردهي كسي را به دهان نگذاريد.
داشتن آدامسي كه نتوني بازش كني با نداشتنش هيچ فرقي ندارد.
آدامس زياد مانده ارزش جويدن ندارد.
هر از چندي به دندانهايتان هم فرصت استراحت بدهيد. به هرحال آدامستان را ميتوانيد عوض كنيد ولي دندانهايتان را نه.
به چشيدن طعم تنها «يك» آدامس اكتفا نكنيد. آدامسها در شكلها، قيمتها و مزههاي مختلف ساخته ميشوند.
فراموش نكنيد كه پايان كار هر آدامسي سطل آشغال است. پس براي هيچ آدامسي قيمت زيادي نپردازيد.
داشتن يك بسته آدامس هميشه بهتر از داشتن فقط يك آدامس است.
حسرت آدامسي كه دور انداختهايد نخوريد. آدامسهاي خوشمزهتر هميشه پيدا ميشوند.
و ازدواج مثل قورت دادن آن است. هيچ احمقي آدامسش را قورت نميدهد.
ده نكته مهم براي دختران و پسران
يك دوست (دختر / پسر) مثل يك آدامس است...
جويدن طولاني هر آدامسي بهجز بيمزه شدنش حاصلي ندارد.
هيچ وقت آدامس نيمخوردهي كسي را به دهان نگذاريد.
داشتن آدامسي كه نتوني بازش كني با نداشتنش هيچ فرقي ندارد.
آدامس زياد مانده ارزش جويدن ندارد.
هر از چندي به دندانهايتان هم فرصت استراحت بدهيد. به هرحال آدامستان را ميتوانيد عوض كنيد ولي دندانهايتان را نه.
به چشيدن طعم تنها «يك» آدامس اكتفا نكنيد. آدامسها در شكلها، قيمتها و مزههاي مختلف ساخته ميشوند.
فراموش نكنيد كه پايان كار هر آدامسي سطل آشغال است. پس براي هيچ آدامسي قيمت زيادي نپردازيد.
داشتن يك بسته آدامس هميشه بهتر از داشتن فقط يك آدامس است.
حسرت آدامسي كه دور انداختهايد نخوريد. آدامسهاي خوشمزهتر هميشه پيدا ميشوند.
و ازدواج مثل قورت دادن آن است. هيچ احمقي آدامسش را قورت نميدهد.

عشق یعنی مستی دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باخت
یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش ۲-۳ ماه بیشتر زنده نیست
یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله
یعنی دو خط موازی که هیچ وقت به هم نمیرسن
یاد گرفتم در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست
و یادگرفتم
هرچه عاشق تری ٫ تنهاتری...
عشق گاهي.... سوز هجران است..... در اندوه ني
رمز هوشياريست ....در مستي مي
عشق گاهي.............................. آبي نيلوفريست
قلك... انديشه ي.... سبز خيال كودكيست
عشق گاهي.... معجز قلب مريض
رويش سبزينه اي ....................در برگ ريز
عشق گاهي.... شرم خورشيد است....... در قاب غروب
روزه اي با قصد قربت .....ذكر بر لب...... پايكوب

عشق گاهي..... هق هق.... آرام...... اما بي صدا
اشك ريز.... ذكر محبوب است.................... در پيش خدا
عشق گاهي طعم............. وصلت مي دهد
مزه ي شيرين ....وحدت مي دهد
عشق گاهي........ شوري هجران دوست
تلخي هرگز.............................. نديدن هاي اوست
عشق گاهي يك سفر در شط شب
عشق پاورچين نجواي دو لب
پروانه گاهآ فراموش می کند که زمانی کرم بوده است 


در آستانهء نگاه بی احساس تو سرد ویخ زده در کنار کوچهء یخ زده ذهنم ایستادم بی حرکت ، ساکت با تفکر پوچ در انتظار دیدن احساس از میان دو چشم تو اما هیچ نمی بینم ساکت وبی حرکت خشک شدی حتی پلک هم نمی زنی باران بر تمام بدنت بوسه زد اما هیچ نگفتی من آشفته تر از همیشه خواستم کوچه را ترک کنم اما دوباره در راه بازگشت انبوه سهمگین گذشته را بر سر راه دیدم بزرگ وترسناک وشاید هم سیاه هیچگاه جرأت دور زدن ورفتن از راه دیگری را نداشتم تو مانند سایه درتمام کوچه پس کوچه های ذهنم نقش بستی اینجا هم هستی همین حالا تو را بر این برگ نوشتم و بارها می دانم تورا مرور خواهم کرد
در مقابل خود راهی جز گذشته ندارم گذشته خراب شده وآینده همه در سوگ گذشته سوخت من ماندام ودست نوشته های پراکنده ام ، من ماندام وعروسکهایی از نقش تو که مانند مدلهای پلاستیکی مغازه ها طبیعی جلوه میکنند اما قلب ندارند.
من ماندم وکوهی از گذشته که هر روز با سرعتی باور نکردنی مرور میشود و باز هم مرور میشود ودر تمام مدت از خود غلط املائی می گیرم و در آخر با انبوهی از اسمهای تو مواجه خواهم شد که هیچ کلمه ای برای رابط دادن به اسمهای تو ندارم ....
ومدم به تو ، به گمشدم ، به عشقم بگم که چقدر دوستت دارم اما گفتی برو بعداً بیا !
روز اول که اومدم نذاشتی حرفی بزنم ... روز دوم جواب سلامم رو ندادی و روز سوم حتی منو نگاه هم نکردی
تازه فهمیدم همون روز اول منظورت از بعداً ، هیچوقت بود
من گمشده ی تو که نبودم هیچ ، مزاحمت هم بودم
امیدوارم روزی بفهمی که لیاقت تو رو هیچکس الا من نداشت و بیای بگی دوستم داری
اما فکر نمی کنم فایده ای داشته باشه. میدونی چرا ؟
چون تو اگه دوستت دارم رو هم فریاد بزنی من زیر خاک چیزی نمی شنوم

من از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه
جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد
*****************************
ميتوني از من متنفر باشي پشت سرم هر چي ميخواي بگي فحشم بدي.بد جنسي کني و ازارم بدي تا اخر عمر با من قهر باشي تحقيرم کني ميتوني هر جور دوست داري در مورد من قضاوت کني اما اينو بدون که حق نداري وقتي مردم يک قطره اشک بريزي
*****************************
گفتم:خرابت ميشوم..........گفتا:تو ابادي مگر؟ گفتم:ندادي دل به من..........گفتا:تو جان دادي مگر گفتم: زكويت ميروم.....گفتا:تو ازادي مگر؟ گفتم:فراموشم مكن......گفتا:تو در يادي مگر؟
*****************************
کاش ميشد که قلب وسعت مي گرفت شمع با پروانه الفت مي گرفت کاش ميشد در پس احساس ها خنده ها از اشک سبقت مي گرفت كاش مي شد اشك را تهديد كرد. فرصت لبخند را تمديد كرد. كاش مي شد در غروب لحظه ها. خاطرات عشق را تجديد كرد
*****************************
هر وقت تونستی برف را سیاه کنی هر وقت تونستی پای کلاغ را سفید کنی هر وقت تونستی توی آب یک نفس عمیق بکشی اون موقع منم میتونم فراموشت کنم
*****************************
کاش هرگز در محبت شک نبود تک سوار مهرباني تک نبود کاش بر قابي که بر جان و دل است واژه تلخ خيانت حک نبود
*****************************
آنگاه كه بميرم . اي عزيز ترين برايم مرثيه هاي اندوه بار سر مده . گلهاي سرخ نپرور . سرو هاي پر سايه نگستر و بگذار مرقدم را تا علفهاي هرز بپوشاند و شادابي خويش از ژاله و رگبار بگيرد . و انگاه در ارامش و شفقتي ابدي كه ان را طلوع و غروبي نيست . شايد تو را به ياد بياورم . و شايد به فراموشي سپارم
*****************************
چشمهایم را باز خواهم کرد وهمه چیز را دوباره خواهم دید بهاری دیگر در راه است.زمین برای من است و اسمان هم. خداوند انها را به من داده انگونه خواهم بود که او می خواهد این تنها چیزی است که میتوانم به او بدهم؟
*****************************
سحرگاهان به باغ رفتم تا دامنی گل سرخ برایت به ارمغان آورم . آنقدر گل چیدم که دامنم تاب نیاورد و بندش بگسست. بند دامنم بگسست و گلهای سرخ همراه نسیم راه دریا را در پیش گرفتند. همه رفتند و همه رفتند و هیچکدام باز نگشتند. گویی لحظه ای آب و آتش به هم آمیختند .اکنون دیگر گلی ندارم که تقدیم کنم اما هنوز دامنم از عطر گلهای سرخ عطرآگین است . اگر می خواهی عطر دلپذیرگلها را ببویی امشب سر بر دامنم بگذار... درخلوتـم فرو مي روم ، در اعماق خشم و غرورم ، و خلوت خود سـاخته ام

*اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی![]()
*اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی![]()
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته
*اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته
*اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی
*اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره
*اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده
*اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده...

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني
دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني
**************
............................................................![]()

حسرت
دریغا زان که در این شهر عشق را هیچ خریداری نبود
هزاران حسرت و افسوس ٬ برای این دل تنها هیچ یاری نبود
آن که ما در فکر او بودیم روز و شب
اهل ناز و عشوه بود ٬ عشق را با او هیچ کاری نبود
قصه ها گفتیم برایش از دل عاشق
ولیکن هر چه می گفتیم هیچ گوش بدهکاری نبود
برایش از اشک دریایی ساختیم
ولی افسوس قایق او در این دریای طوفانی نبود
ساحل دریای اشک فرقی با دریایش نداشت
چون که حتی رد پای او روی شن های لب دریا نبود
چند روزی در روزگار خنده داشتیم بر روی لب
ولیکن خنده هم یار وفاداری نبود
حال تنها کار ما غم خوردن است
جز غم و غصه دگر هیچ یار وفاداری نبود
....................................................
هز چقدر که به تو نزدیک می شوم تو از من دور می شوی
درست مثل دو قطب آهن ربا!
عزیز دل نمی دانی چقدر بی تو خسته ام
گرد تنهایی بر دیوار وجودم نشسته
هر چه کردم که نبودنت را باور کنم ، نشد
دل من برایت تنگ می شود
اما من برای تو با دیگران فرقی ندارم
بودن یا نبودنم برایت فرقی ندارد
گاهی آنقدر نیازمند دیدنت می شوم که دیگر هیچ چیز را به جز تو نمی بینم
اما باز هم برای تو فرقی ندارد
حتی شاید دیدن من تو را آزار دهد و شاید ندیدنم خوشحالت کند
می دانم ٬ تو به من تر حم داری
دل تو برای من می سوزد
و می دانم اگر ارتباطی بین من و تو وجود دارد به همین خاطر است
کاشکی می شد از روی عشق با من یار شوی
کاش می شد به من بگویی "دوستت دارم"
دیگر کاشهای زندگی ام به آسمان رسیده
اما دیگر بس است
تو مرا دوست نداری
و این است حقیقت زندگی من
......................................................
دل کندم...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چنان دل کندم از دنيا که شکلم شکل تنهائيست
ببين مرگ مرا در خويش که مرگ من تماشائيست
مرا در اوج مي خواهي تماشا کن ،تماشا کن
دروغين بودمت ديروز ،مرا امروز حاشا کن
در اين دنيا که حتي ابر هم نمي گريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
.............................................

.....................................................

مردي دختر سه ساله اي دا شت . روزي مرد به خانه امد و ديد كه دخترش گرانترين كاغذ زرورق كتابخانه اورا براي آرايش يك جعبه كودكانه هدر داده است . مرد دخترش را به خاطر اينكه كاغذ زرورق گرانبهايش را يه هدر داده است تنبيه كرد و دخترك آن شب را با گريه به بستر رفت وخوابيد . روز بعد
مرد وقتي از خواب بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است .مرد تازه متوجه شد كه آن روز ،روز تولدش است و دخترش زرورق ها رابراي هديه تولدش مصرف كرده است . او با شرمندگي دخترش رابوسيد و جعبه رااز او گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت كه جعبه خالي هديه نيست وبايد چيزي درون آن قرار داد . اما دخترك با تعجب به پدرخيره شد وبه او گفت كه نزديك به هزار بوسه در داخل جعبه قرار داده است تاهر وقت دلتنگ شدباباز كردن جعبه يكي از اين بوسه ها را مصرف كند ميگويند پدر آن جعبه را هميشه همراه خودداشت و هرروز كه دلش مي گرفت درب آن جعبه راباز مي كرد وبه طرز عجيبي آرام مي شد. هديه كار خود را كرده بود.
.........................................................

گفتم: «بمان!» و نماندي
رفتي
بالاي بام آرزوهاي من نشستي و پايين نيامدي
گفتم
نردبان ترانه تنها سه پله دارد:
سكوت و
صعودُ
سقوط!
تو صداي مرا نشنيدي
و من
هي بالا رفتم، هي افتادم!
هي بالا رفتم، هي افتادم ...
تو مي دانستي كه من از تنهايي و تاريكي مي ترسم
ولي فتيله فانوس نگاهت را پايين كشيدي
من بي چراغ دنبال دفترم گشتم
بي چراغ قلمي پيدا كردم
و بي چراغ از تو نوشتم
نوشتم، نوشتم ...
حالا همسايه ها با صداي آواز هاي من گريه مي كنند
دوستانم نام خود را در دفاترم پيدا مي كنند
و مي خندند !
عده اي سر بر كتابم مي گذارند و رؤيا مي بينند
اما چه فايده؟
هيچكس از من نمي پرسد
بعد از اين همه ترانه بي چراغ
چشمهايت به تاريكي عادت كرده اند؟
همه آمدند، خواندند، سر تكان دادند و رفتند
حالا
دوباره اين من و
اين تاريكي و
اين از پي كاغذ و قلم گشتن
گفتم : « - بمان!» و نماندي
اما به راستي
ستاره نياز و نوازش
اگر خورشيد خيال تو
اينجا و در كنار اين دل بي درمان نمي ماند
اين ترانه ها
در تنگناي تنهايي ام زاده مي شدند؟
![]()
زیباترین مرد دنیا در سال ۲۰۰۶
.............................................
وای چه خبره
![]()
...................................................
![]()
.......................................................
![]()
.................................................................
![]()
.........................................................
خطای چشم....................................
آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟

..................
اين فيل چند تا پا داره؟

.......................................................
چند چهره در اين تصوير مي بينيد؟

.......................
براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زير خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت

.....................................
در تصوير زير يك جمجمه مي بينيد يا يك زوج جوان؟

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقدیم به گل همیشه بهارم![]()




ای کاش 
ای کاش خواننده بودم و از تو می خواندم
ای کاش نويسنده بودم و از تو می نوشتم
ای کاش نقاش بودم وتو را نقاشی می کردم
ای کاش راننده بودم وبا تو همسفر جاده ها بودم
ای کاش ستاره بودم و در تو جاي داشتم
ای کاش آهنگ بودم و تو شعرم بودی
ای کاش من ساعت بودم وتو عقربه هايم بودی 
ای کاش در قلبت جای داشتم تا می دانستی که چقدر دوست دارم



زندگی مثل جاده ایست که آخرش نوشته اند <<< دور زدن ممنوع >>>![]()


بسوز اي عشق كه غم
معشوق مرا از پا در آورد![]()


بیش از عشق بر تو عاشقم
I Love You More Than Love
نا ممکن است که احساس خود را نسبت به it is impossible to capture in
با واژه ها بیان کنم. words the feelings I have for you
اینها سرشارترین احساساتی هستند they are the strongest
که تا کنون داشته ام feelings that I have ever had
با این همه about anything
هنگامی که می خواهم اینها را yet when l try to tell you them
به تو بگویم و یا بنویسم، Or try to write
واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند. them to you the words do not even begin to touch the depths of my feelings
گر چه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم، And though I cannot explain the essence of these phenomenal feelings
می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم. I can tell you what I feel like
When I am with you
آن گاه که با توام، When I am with you
احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کنم.
it is as if I were a bird
Flying freely in the clear blue sky![]()

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تقدیم به عسل خانوم





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است .
گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام


اگه كسي ديوونت بود ، بازیش نده
بيادعقب ، تازه ميشه مثل تو... 
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقدیم به تو ای گلم خوشبویم عسل 
يک نفر دلتنگ است يک نفر مي گريد يک نفر سخت دلش بارانيست ...
يک نفر در گلوي خويش بغض خيسي دارد بغض کالي دارد يک نفر طرح وداع
مي کشد روي گل
سرخ خيال ...
تقدیم به کسی که مرا عاشقی دیوانه کرد

نازنین یار 
تقدیم به عزیزترینم
فقط به خاطر تو

کاش نمی دیدمش.....کاش نمیشناختمش...
کاش دوستش نداشتم
کاش بهم نمیگفت دوستم داره...
کاش اون جریان لعنتی پیش نمیومد...کاش دلمو نمیشکست
کاش نمیبخشیدمش...
کاش دوباره دلمو نمیشکست...
کاش دوباره نمیبخشیدمش...
کاش این دل نبود کاش او نبود کاش من نبودم
حالا به جایی رسیدم که میبینم اگه فراموشش نکنم نابود میشم
این روزا بعضی ها وقتی یه مدت با یه کسی دوست بودن فکر میکنن اینقدر دوست بودن که وقت خیانت از راه رسیده
عزیزی بهم گفت کسی که یه بار تونست دل کسی رو بشکنه
بازم میتونه بشکنه ................حتی میتونه بدترم بشکنه............
جوری که دیگه نشه تیکه هاشو جمع کرد
میگن شکستن دل یه نفر گناهش سنگین تره شکستن بال فرشته هاس
نمی خوام دیگه گناهی پای اون نوشته بشه...اونم به خاطر شکستن دل من!!!



........................................
ای عشق من: 
در این جهان جز تو کسی را ندارم دل به دوستی و عشق تو خوش کرده ام
و به دوستی که با نسیمی نلرزد و با طوفانی ویران نگرددو از جهانی پر از
مشکلات نترسد.
گویی دوستی و عشق ما یک غنچه نشکفته است که با یک غبار پژمرده می
شود. و ما تجربه باغبان پیر را نداریم که این غنچه زیبا رابا شبنم سحری
گاهی آبیاری کنیم و شادابش کنیم.
و قدر ت بی پایان حاکم جهان را هم در خود سراغ نداریم تا با قهر و غضب
این غنچه گریز پای را بر سر راه آورده .
شاید از سخنانم خشنود نشوی ولی این بارتو را مخاطب قرار می دهم. از
من نرنج می دانم سخنانم تلخند و گزنده می دانم که برایت همدمی آرمانی
نبوده ام و نیستم . ولی سو گند به عشق که تو همه چیز منی رو یاهای
من همه از توست و از نوری که از چشمان زیبایت و نگاه پر از عشقت
سرچشمه گرفته است . بر من بخند ای فرشته رویائی من.
دوستت دارم...

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن اما از تو دور بودن...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من بهار را به خاطر شگوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم![]()
من دنیا را به خاطر خدایش![]()
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم ![]()

چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم 
چگونه بگویم دوستت دارم
تا باور کنی همیشه در قلب منی
من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم ![]()
اولی خداست و دومی تویی
بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره
با این وجود از ته دل میگویم ![]()


